خرید بک لینک

امشب در تنهایی های مسقط عمان دلم هوای صوفیای زندگی ام رو کرد؛ معشوقه ام که نگاه خاصی به حضرت حق (او) داره

ناگهان قلم روی کاغذ لغزید و احساسات قلیان پیدا کرد:

به صوفیایی "او"یت - شوم امیر نکویت

دلم کشیده به سویت
به ابروان و به مویت

به خنده بر لب و رویت
به حرف‌های نگویت

چو راز سنگ و صبویت
چو آب بر لب جویت

به عطر دلکش بویت
مقیم کوچه و کویت

به چشمِ مستِ نکویت
به مهرِ طینت و خویت

به لحنِ گفته ‌و‌گویت
اسیر جستن و جویت

اسیرِ هایم و هویت
فدای پیچ گلویت

به صوفیایی "او"یت
شوم امیر نکویت

به یاد لحظه ای که دوباره پیش هم برگردیم

برچسب: نویسنده: کیارش حیدری تاريخ: يکشنبه 15 شهريور 1405 ساعت: 23:10

صفحه بندی