خرید بک لینک

شبی دیگر

قلمی دیگر

«صوفیا» ناز نکن؛ نازِ حسادت هایت

و شعری دیگر

من که راضی شده ام کنج نبودن هایت
ای به قربان تو و شکل زیارت هایت

دل چو دریا که به خشکی زده‌ای ای صوفی
ای به قربان دل و یاد عبادت هایت

صوفیا عاشقِ مجنون، لبِ خندان، پرِ درد
یاد لبخند لب و رسم شکایت هایت

سر به این شانه مجنون ننهی گاه غمت
من نگویم ز چه رو نَقل حکایت هایت

دل من بسته به آن موی خم و شکل خمار
گشته آواره‌ی صحرای جنون آقایت

می‌کشم بارِ غمت را به تنِ خسته و سرد
لینک میدانم و میدانی از آن زمان آیندهیت

بغضِ پنهان شده در حنجره ام چاره نشد
من فدای همه ناز و اشارت هایت

تا نفس در قفسِ سینه بوَد، زود بیا
«صوفیا» ناز نکن؛ نازِ حسادت هایت

برچسب: نویسنده: کیارش حیدری تاريخ: يکشنبه 15 شهريور 1405 ساعت: 23:10

صفحه بندی